پنجشنبه هشتم فروردین 1392
برآمد باد صبح و بوي نوروز
به کام دوستان و بخت پيروز
مبارک بادت اين سال و همه سال
همايون بادت اين روز و همه روز
چو آتش در درخت افکند گلنار
دگر منقل منه آتش ميفروز
چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست
حسدگو دشمنان را ديده بردوز
بهاري خرمست اي گل کجايي
که بيني بلبلان را ناله و سوز
جهان بي ما بسي بودست و باشد
برادر جز نکونامي ميندوز
نکويي کن که دولت بيني از بخت
مبر فرمان بدگوي بدآموز
منه دل بر سراي عمر سعدي
که بر گنبد نخواهد ماند اين کوز
دريغا عيش اگر مرگش نبودي
دريغ آهو اگر بگذاشتي يوز
شنبه بیست و سوم دی 1391
وداع با محرم و صفر
شنبه بیست و سوم دی 1391
آزادگی از دیدگاه امام حسین ع
در اين مقاله مفهوم آزادي از نظر دانشمندان غربي و حضرت امامخميني؛ وسپس از ديدگاه امام حسين(ع) تحليل و كاوش شده است.
مفهوم آزادي در غرب
مفهوم اوليه آزادي در اروپا عبارت بود از آزادي از قانون؛ قانوني كه سنتها و آداب ورسوم اجتماعي ريشهدار و ظاهراً نازدودني را نيز در بر ميگرفت. تئوريها و مكاتب«خردگراي» قرون هفدهم و هجدهم مخالف قوانين و سنتهاي پر دامنه و تبعيض آميزحاكم بر جامعه و اقتصاد بودند ولي با نفس قانون مخالفتي نداشتند. باحكومت مطلقه ودخالت زياد دولت در امور اجتماعي و اقتصادي مخالف و طرفدار حق پيروي از منافعفردي و برابري در برابر قانون بودند.
بعدها انديشمندان غرب ديدگاه اوليه آزادي را با تمسخر توصيف كردند، برايمثال تامس كاريل عبارت «هرج و مرج به علاوة پاسبان» را به كار برد. جان استوارت ميلتعبير آنان را از قانون و آزادي به صورت زير خلاصه كرد «آزادي يعني پيروي از منافعشخصي تا جايي كه ديگران را از اين آزادي محروم نكند».
بابررسي آثار انديشمندان غرب ميتوان پيبرد كه نخستين عنصري كه مفهومآزادي را به وجود آورد، نبود خودكامگي است، اگر قدرت فقط بر اساس قانون اعمال شودافراد در امان خواهند بود، اما بايد از آدميان بر حذر بود و چون هيچ فردي آنقدر با فضيلتنيست كه قدرت مطلق را در دست داشته باشد و فاسد نشود نبايد به هيچ كس قدرتمطلق داد، پس ميبايست قدرت باز دارندة قدرت باشد، بايد مراكز تصميمگيري،ارگانهاي سياسي و اداري متعدد باشند تا بتوانند متعادل كننده يكديگر باشند و از آنجاكه همة آدميان در حاكميت شريكند لازم است كه اعمال كنندگان قدرت به نحوينماينده و برگزيدة فرمانبرداران باشند، به عبارت ديگر آزادي در گرو اجراي قانون و نبوداستبداد معنا پيدا ميكند.
بر همين اساس منتسكيو (انديشمند فرانسوي) مهمترين اثر خود را به نام «روحالقوانين» تدوين كرد. البته مفهوم آزادي در نگاه وي ابهام آميز است از يك طرف اومعتقد است كه «آزادي يعني قدرت قانون» و از طرف ديگر ميگويد «آزادي يعني همانايجاد تعادل اجتماعي و طبقاتي». به بيان ديگر منتسكيو معتقد به آزادي از نوع الگوياشرافي ميباشد.
جانلاك به نبرد با استبداد برخواست و ليبراليسم را به نحوي جديد تفسير كرد وآزادي را در چهارچوب به رسميت شناختن مالكيت معنا كرد. او وظيفه حكومت را حفظآزادي و تأمين منافع فرمانبرداران ميدانست.
در ميان انديشمندان غربي آيزا برلين مباحث جامعتري روي آزادي انجام داده، بهنظر او، در ميان معاني گوناگون آزادي دو معنا از همه مهمتر و برجستهتر بوده است، آزاديمثبت و آزادي منفي. منظور از اين دو تعريف اين است كه كداميك از آنها معناي راستينآزادي را دربر دارد. آزادي مثبت درنظر برلين چند معنا دارد، همين تعدد معاني، مسألهتقابل آزادي مثبت با آزادي منفي و به طور كلي بحث او را مبهم كرده است. آزادي مثبتاز نظر وي گاهي به معناي خود مختاري فردي و در جاي ديگر به مفهوم عمل برحسبمقتضيات عقل و و گاهي به معناي حق مشاركت در قدرت عمومي به كار رفته است.
برلين دربارة آزادي مثبت به طور كلي چنين ميگويد: «معناي مثبت آزادي ازخواست فرد براي خود مختاري برميخيزد. آرزوي من اين است كه زندگي و تصميماتمن متكي بر خودم باشد نه بر نيروهاي خارج از من. ميخواهم ابزار ارادة خودم باشم نهارادة ديگران. ميخواهم كارگزار باشم نه كار پذير و به موجب دلايل و اهداف آگاهانهايعمل كنم كه از آنِ خود من است نه به موجب عواملي كه از خارج بر من اثر ميگذارد.ميخواهم كسي باشم نه هيچ كس، كارگزار و تصميم گيرنده باشم نه اين كه برايم تصميمبگيرند. خود گردان باشم نه اين كه ديگران با من چنان رفتار كنند كه گويي شيء ياحيوانم يا بردهاي عاجز از ايفاي نقش انساني خود؛ يعني اينكه بتوانم اهداف و شيوههايرسيدن به آنها را در ذهن خود تصور كنم. اين دست كم بخشي از معناي عقلاني بودنانسان است».
همانگونه كه در بالا به صورت مختصر اشاره شد مفهوم آزادي در ميانانديشمندان غربي مبهم و بعضي مواقع متناقض ميباشد. البته چالشهاي زيادي درمورد آزادي وجود دارد كه هنوز جواب جامعي به آنها داده نشده است، مانند رابطه علم وآزادي، دينداري و آزادي، حداقل و حداكثر آزادي و... كه مجالي براي بحث و بررسي آنهادر اين مقاله نيست.
آزادي در انديشه حضرت امام خميني؛
در انديشه امام خميني؛ همواره كلمات ساده و دقيق هستند كه به كلمات غليظمعنا ميبخشند، حضرت امام؛ با انديشه ناب خود نگاهي نو به آزادي داشتهاند و اساساًآزادي از ديدگاه وي بايد در جهت رشد و تعالي شخصيت انسان به كار گرفته شود. زمانيكه از امام خميني؛ درخواست ميشود معناي آزادي را بيان كنند در پاسخ چنينميفرمايند:
«آزادي يك مسألهاي نيست كه تعريف داشته باشد، مردم عقيدهشان آزاد است،كسي الزامشان نميكند كه شما بايد حتماً اين عقيده را داشته باشيد، كسي الزام به شمانميكند كه حتماً بايد اين راه را برويد، كسي الزام به شما نميكند كه بايد اين را انتخابكنيد، كسي الزامتان نميكند كه در كجا مسكن داشته باشيد يا در آنجا شغل داشتهباشيد، آزادي يك چيز واضحي است».
در اين سخن امام به جاي پرداختن به بيان مفهوم آزادي به برخي از مصاديق آناشاره ميكند، زيرا مفهوم آزادي نياز به بيان ندارد و بر همگان روشن است و از بديهياتاست. آنچه مهم است، پياده كردن اين مفهوم در عينيت خارجي و بيان پيش نيازها وشروط و چگونگي آن و همينطور شكلگيري آن در زمانها و مكانها و ديگرنيازمنديهاي آزادي است كه بايد مطرح شود.
از ديدگاه امام انسان آزاد آفريده شده و در چهارچوب قانون بايد حركت كند، ايشاندر مورد آزادي در اسلام چنين ميگويد:
«شما اگر چنانچه به احكام اسلام اعتقاد داريد اين احكام اسلام است. اسلام،انسان را آزاد قرار داده است. انسان را مسلط بر خودش و مالش و بر جانش و بر نواميسشساخته است و ميگويد هر انساني در مسكن آزاد است، در مشروب و مأكول، آنچه خلافقوانين الهيه نباشد، آزاد است. در مشي آزاد است. حكم اسلام است كه اگر كسي به منزلكسي حمله برد براي آن كس كه مورد حمله واقع شده است كشتن حمله كننده جايزاست».
پس آزادي در اسلام تنها به قانون خدا محدود شده است و جز قانون خدا براي آنحد و مرز نيست. زماني كه ميگوييم آزادي اسلامي، يعني رهايي از تمام قيدها و بندهاجز قانون خدا، رهايي از بردگي در برابر زورمندان، رهايي از وابستگيهاي مادي، رهايي ازشهوت و خواست نفس، رهايي از ستم پذيري و چاپلوسي است.
امام خميني1 در بيان معناي صحيح آزادي چنين ميگويد: «حالا كه من آزادم]آيا بايد[ هركاري ميخواهم بكنم؟ آزادم كه هركسي را ميخواهم اذيت بكنم؟ آزادم كههرچه ميخواهم بكنم ولو به ضد اسلام باشد، ولو به ضد منافع مملكت باشد؟ اين آزادياست؟ اين را ما ميخواستيم؟ ما آزادي ميخواستيم در پناه اسلام... اسلام هم آزاديدارد، اما آزادي بي بند و بار نه، آزادي غربي ما نميخواهيم».
آزادي ما از مباني اسلام نشأت ميگيرد و كاملا فطري و الهي است. امام ميگويد:«يكي از بنيادهاي اسلام آزادي است. انسان واقعي فطرتاً يك انسان آزاد است».
مطابقِ اين مباني امام اعلام ميكند سياست ما هميشه بر مبناي آزادي واستقلال و حفظ منافع مردم خواهد بود و با قاطعيت تمام تضمين ميكند كه:
«اين اصل را هرگز فداي چيزي نميكنيم».
با بررسي آثار و انديشههاي امام خميني دربارة آزادي به اين نكته مهم ميرسيمكه لازمة انسانيت آزادياست. از نظر ايشان هرگاه به اصل آزادي و حريت انسان خدشهوارد گردد عبوديت غيرالهي ممكن و محقق خواهد شد.
آزادي از ديدگاه امام حسين(ع)
خداوند انسان را موجودي مختار و آزاد آفريده است و هرگز پذيرش حكومت غيرالهي و غير ديني را اجازه نداده است، زيرا حاكميت غير الهي موجب سلب آزادي ومسئوليت ميشود. (لاتكن عبد غيرك وقد جعلك الله حرا؛ بنده ديگران مباش چرا كهخداوند تو را آزاد آفريده).
اين آزادي در همة ساختارهاي سياسي و فرهنگي و اقتصادي تجلي مييابد.مظهر آزادگي و حريت امام حسين(ع) ميباشد. امام از آزادي تعريف خاصي را ارائهنكردهاند وليكن شاخصهايي كه ايشان براي آزادي تدوين نمودهاند جامعترين وگوياترين شاخصهاست كه براساس آنها ميتوان مفهوم آزادي و آزادگي را درك نمود:
1ـ آزادي به معناي نفي سازش با ظلم
فلسفة نهضت عاشورا با نفي حكومت جور و ستم گره خورده. امام حسين هر زمانكه فرصت مييافت مردم را به حكومت جبار و ظالم بنياميه آگاه مينمود و آزادگي انسانرا در پناه عدالت و حكومت عادل ميدانست. امام حسين در پاسخ به «عمر أطرف» كه اورا دعوت به صلح و سازش با طغيانگر وقت يزيد مينمود چنين فرمود: «جد بزرگوارمرسول خدا(ص) به كشته شدنم خبر داده، به خدا قسم هرگز از خويشتن پستي و ذلت نشاننميدهم».
در مدينه پس از گفت و گوي طولاني با برادر خود محمد حنفيه فرمود:
«برادرم، اگر بر روي زمين هيچ پناهگاه و اميدي برايم نباشد باز هم هرگز با يزيدبيعت نميكنم».
امام در پاسخ قيس ابن اشعث كه او را دعوت به بيعت با يزيد ميكرد چنينميفرمايد: «نه، هرگز، قسم به خداوند متعال دستم را همانند فرد ذليل به دست آناننخواهم داد و همانند بردگان راه فرار پيش نميگيرم. پناه و ملجأ من تنها خداوند متعالميباشد».
امام حسين(ع) نه تنها زندگي تحت لواي حكومت ظالم را روا نميدارد، بلكه درچنين نظامي براي مؤمنان آرزوي مرگ ميكند، ايشان ميفرمايد:
«ميبينيد حوادث روزگار بر ما وارد شده است، چهرة دنيا دگرگون گشته و رو بهزشتي نهاده است و نيكيها و فضائل روز به روز از دنيا رخت برميبندد و از خوبيها جز تهماندة اندكي باقي نمانده است. چراگاه زندگي همچون مرتعي وحشت انگيز شده است،مگر نميبينيد كه به حق رفتار نميشود و از باطل جلوگيري به عمل نميآيد. با چنيناوضاع و در چنين شرايطي افراد با ايمان بايد كه بر راه حق بوده رغبت به ملاقات پروردگارخويشتن داشته باشند».
2ـ آزادي به معناي نفي ذلّت
مهمترين شعار آزاديخواهي نهضت عاشورا نفي ذلت بوده. انسان آزاد هرگز زير بارذلت نميرود، امام حسين(ع) ميفرمايد: «هيهات منا الذلّه» (هرگز زير بار ذلتنميرويم).
آزاديخواهي با ذلت متضاد يكديگر هستند و قبول يكي نفي ديگري را به همراهدارد. اگر انسان ذلت را از خود دور كند به سوي آزادي و آزاديخواهي حركت ميكند. امام دركلمات قصار ميفرمايد: مرگ با عزت بهتر است از زندگي با ذلت.
زندگي تحت لواي ستمگران و ظالمين عين ذلت ميباشد و در اين حالت، مرگسرخ رسيدن به سعادت است، ايشان ميفرمايند: «اني لا اري الموت الا سعادة، والحياةمع الظالمين الا برما؛ مرگ را چيزي جز سعادت نميبينم و زندگي با ستمكاران را جز رنجو ملال نميدانم.»
3ـ آزادي به معناي عزّت
معناي لغوي عزت عبارت است از دوست داشتن و نيرومندي، توانايي و شريف وبزرگوار كه يكي از اسامي خداوند متعال است.
از نظر اصطلاحي، اين واژه به كساني اطلاق ميشود كه داراي ويژگيهاي روحيخاص و بلندي هستند. كساني كه از حيثيت و آبروي بلندي نزد ديگران برخوردار هستنددست تكدي و التماس و خواهش نزد هركس و ناكس دراز نميكنند. عزيز،خواندهميشوند. عزيز ناميده شدن خداوند براي بينيازي و غناي حضرتش از خلق واحتياج موجودات و ممكنات به ذات لايزالش ميباشد.
در روايات اسلامي، عزت كه مترادف افتخار و سربلندي و عظمت و مجد آدمياست به شدت مورد اهتمام و تأكيد قرار گرفته است و معصومين: آن را به عنوان يكويژگي مثبت و قابل تقدير از ما خواستهاند. امام علي(ع) در موارد زيادي به عزت نفس وگرامي داشتن گوهر وجود انساني و پرهيز از مذلت و خواركردن وجود سفارش كردهاند وچنين ميفرمايند:
«به جز از خداي سبحان چيزي نخواهيد، زيرا اگر به شما بدهد شما را گراميداشته و اگر ندهد ذخيرة آخرتتان خواهد كرد».
از نظر امام حسين(ع) انسان آزاد، كسي است كه زندگي او همواره با عزت باشد.برهمين اساس، محور تلاش جوانمردانه خود و اصحابش در كربلا را بر نيل به عزت و تنندادن به ذلت قرار ميدهد، زيرا آن حضرت ميداند آنكه عزيز است استوار و شكستناپذير است، آنكه ترس از رفتن و ميل به ماندن ندارد سربلند است. در واقع نهضتِحسيني، سرمشقِ روشني است براي همة آناني كه درس عزت و آزادي و سربلنديميجويند.
رابطة بين عزت و آزادي يك رابطه دو طرفه ميباشد، به بيان ديگر از نظر امامحسين(ع) انسان آزاد زندگي با عزت و شرافتمندانه دارد و فردي كه با عزت زندگي ميكندمسير تكامل و پيشرفت را طي مينمايد.
4ـ آزادي به معناي نفي دنيا طلبي
براساس انديشههاي امام حسين(ع) يكي ديگر از شاخصهاي آزادي عدمِ توجهبه متعلقات و آرزوهاي دنيوي است، آن حضرت ميفرمايند:
«مردم بردة دنيايند و از دين تنها اسمي بر سر زبانها دارند و تا هنگاميكه زندگيخوشي داشته باشند به گرد دين ميگردند اما اگر با پيشآمد ناگواري امتحان شونددينداران رو به اقليت خواهند رفت».
انساني كه خود را برده و بندة دنيا ميكند در حقيقت آزاد نيست، بلكه به نوعيطوق بندگي را به گردن خود آويخته، امام حسين(ع) با آن بينش عميق كه برخاسته ازروح بلند و فداكار اوست به اين مهم اشاره ميكند، ميفرمايند:
«بندگان خدا، از خدا بترسيد و از دنيا حذر نماييد. اگر بنا بود كه اين دنيا براي كسيباقي بماند، و يا كسي براي اين دنيا باقي بماند پيامبران الهي براي بقاء سزاوارتر از همهبودند ولي خداوند دنيا را بمنظور امتحان آفريده است، و ساكنان آنرا نيز براي فنا خلقفرموده است پس از دنيا توشه برگيريد كه بهترين توشهها تقوا است و از خدا بترسيد تارستگار شويد»
توجه به دنيا و دنيا طلبي انسان را خوار و زبون ميكند، برهمين اساس اوليا ومؤمنان آزادترين افراد بشر ميباشند، امام در اين باره ميفرمايند:
«آنچه كه در روي كرة زمين بر آن آفتاب ميتابد از شرق تا غرب، از دريا تا صحرا،از كوه تا جلگه، همه و همه در نظر فردي كه از اولياي خداست و اهلمعرفت خدا ميباشدهمچون سايهاي زودگذر و بي ارزش است كه صلاحيت دلبستگي ندارد. آيا آزاد مردينيست كه همت كند و اين ته ماندة بي ارزش دنيا را براي اهل خود واگذارد، خود را به ايندنياي پست نفروشيد. آگاه باشيد كه چيزي جز بهشت نميتواند بهاي شما باشد و هركسدل به دنيا ببندد و در پيشگاه الهي به همين دنيا راضي گردد به چيزي پست راضيگشتهاست».
نتيجه
با بررسي و تحقيق در انديشههاي امام حسين(ع) پيرامون آزادي ميتوان چنينبرداشت كرد كه اگرچه امام از آزادي تعريف خاصي را ارائه نكرده وليكن مؤلفههايي را كهبراي رسيدن به يك آزادي واقعي يعني حريت نياز است به خوبي و جامع تدوين كردهاند.
ايشان نه تنها مؤلفههاي آزادي را بيان فرمودند، بلكه به صورت عملي از ابتدايحركت به سمت كربلا و تا شهادت، نمونه عيني يك انسان آزاديخواه را نشان دادند.بهطور كلي ميتوان رويكرد امام حسين(ع) نسبت به آزادي را به صورت زير نمايش داد:
جامعةمطلوبنفي دنيا طلبي
عزت آزادي نفي ذلت
مبارزه با ظلم
منابع:
1ـ دولت و جامعه در ايران، محمد علي همايون، كاتوزيان، ترجمه افشار (نشر مركز)ص69
2ـ روح القوانين، منتسكيو، ص 57.
3ـ مراحل اساس جامعه شناسي، ديمون آرون، ترجمه باقر برهام ص 39.
4ـ مباني جامعه شناسي سياسي، محمد آراسته خو، (نشر گزينش) ص 193.
5ـ ليبراليسم و محافظه كاري، حسين بشيريه (تهران، نشر ني) ص 105.
6ـ صحيفه نور، ج 9، ص 88.
7ـ امام خميني و جنبش، سخنراني مورخه 25/2/43 ص 109.
8ـ صحيفه نور، ج 7، ص 61.
9ـ همان، ج 2، ص 56.
10ـ همان، ج 2، ص 166.
11ـ لهوف، ص 23.
12ـ مقتل خوارزمي، ج 1، ص 188.
13ـ حماسه سازان كربلا، ترجمه عقيقي بخشايشي، (قم، نويد) ص 35.
14ـ بلاغة الحسين(ع)، مصطفي آل اعتماد، ص 158.
15ـ بحارالانوار، ج 44، ص 139.
16ـ فرهنگ جديد عربي ـ فارسي، ترجمه محمد بندر ريگي، انتشارات اسلامي.
17ـ نهج البلاغه، نامه 31.
18ـ بلاغة الحسين(ع)، مصطفي آل اعتماد، ص 189.
19ـ همان، ص 309.
شنبه بیست و سوم دی 1391
اثبات جرم از منظر قانون مجازات اسلامی
تهدید وبررسی تحلیلی ماده 669 قانون مجازات اسلامی
تهدید در لغت به معنای تخویف ، ترساندن و بیم دادن است عرف و قانون نیز همین تلقی را از این عنوان دارند ، اساتید حقوق تهدید را بیان رفتار نامشروعی دانسته اند که مرتکب می خواهد آن را انجام دهد فصل بیست و دوم از کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی به تهدید و اکراه اختصاص یافته و مشتمل بر مواد 668 و669 می باشد که از جرائم علیه شخصیت معنوی افراد است و با پاره ای تغییرات بازنویسی همان ماده 235 قانون مجازات عمومی است . ماده 668 که حاوی جرم « اخذ سند یا نوشته به عنف »است منصرف از موضوع بحث است لیکن تهدید به قتل و...مندرج در ماده 669 قانون مجازات اسلامی را به شرح ذیل مورد بحث قرار می دهیم . لازم به ذکر است تهدید در حقوق جزای عمومی که کلیات جرائم را بررسی می کند به عنوان موردی از مصادیق معاونت مورد بحث قرار می گیرد و شامل اقدامات کتبی و شفاهی است که شخص انجام می دهد تا دیگری را بر خلاف باطنی اش به ارتکاب جرم وادار سازد البته احتمال خطر جانی ، مالی ، شرافتی و ... که شخص به آن تهدید می شود بایستی وجود داشته باشد و اولاً تهدید کننده قادر به انجام آن باشد ، ثانیاً : با توجه به وضعیت تهدید شونده احتمال وقوع آن باشد ، بنابراین تهدید امری نسبی است که با توجه به وضعیت تهدید شونده و تهدید کننده مورد قضاوت قرار می گیرد و ضابطه تشخیص عرفی است . مثلاً چنانچه شخص ناتوانی که از لحاظ قوای جسمی ضعیف است ورزشکاری را تهدید نماید که در صورت عدم انجام تخریب مال دیگری وی را به قتل خواهد رساند بعید است معاونت در تخریب موضوع ماده 43 قانون مجازات اسلامی را بر آن حمل نمود چرا که تهدید کننده عرفاً توانایی انجام مورد تهدید را نسبت به تهدید شونده ندارد ونمی توان گفت موثر در تهدید شونده بوده. تهدید مندرج در ماده 669 قانون مجازات اسلامی که علمای حقوق آنرا تهدید و اخاذی هم خوانده اند به عنوان جرمی مستقل شامل تهدید به قتل ، ضررهای نفسی یا شرافتی یا مالی و یا افشاء سری نسبت به خود یا بستگان مجنی علیه قابل مجازات است البته این به آن معنا نیست که نافی معاونت در جرائم دیگرو جمع با ماده 43 قانون مجازات اسلامی باشد ، هر چند حقوقدانان نظرات مختلفی در مورد اینکه: آیا ماده مرقوم با ماده 669 تعارض دارد یا خیر؟ یا اینکه تهدید ماده 669 از شمول معاونت خارج و جرم خاص می باشد، یا در موردی که تهدید هم موضوع ماده 43 بوده یعنی شخص را وادار به جرم کرده و هم نسبت به شخص تهدید شونده مصادیق ماده 669 را در بر گیرد مشمول تعدد مادی و دارای دو مجازات است ارائه نموده اند . لیکن آنچه با روح قوانین و قواعد حقوق جزا سازگار است نظریه ای است که قائل به تعدد معنوی و اعمال مجازات اشد در مواردی که تهدیدهم شامل ماده 43 قانون مجازات اسلامی و هم ماده 669آن قانون است می باشد جهت ملموس بودن موضوع ،الف را در نظر بگیریم که بواسطه تهدیداز ناحیه ب، ج را به قتل می رساند حال در این حالت و با فرض صحت شرایط وقوع تهدید و موثر بودن عرفی آن، شخص ب معاون در جرم قتل بوده و با عنوان معاونت در قتل قابل ج تعقیب است ، از طرف دیگر در صورت شکایت الف مبنی بر تهدید موضوع ماده 669 قانون مجازات اسلامی به این اتهام نیز قابل تعقیب است و چون عمل واحد دارای دو عنوان است یعنی تهدید الف و معاونت در قتل ج تعدد معنوی حاکم و بر اساس ماده 46 قانون مجازات اسلامی مجازات معاونت در قتل که اشد است اعمال می گردد لذا علیرغم اعتقاد بعضی حقوقدانان این دو ماده هیچ تعارضی با یکدیگر ندارند ، از طرف دیگر ماده 43 قانون مجازات اسلامی در قسمت حقوق جزای عمومی قرار داشته و معمولاً کلیات در62ماده اول قانون مجازات اسلامی مورد بحث قرار گرفته ولی ماده 669 مربوط به حقوق جزای اختصاصی و پیرامون مجازات جرم خاص تعیین مجازات می نماید . پس از ذکر مقدمه فوق به تشریح ماده 669 قانون مجازات اسلامی و مقایسه آن با دیگر موادمرتبط و شرایط تحقق تهدید واخاذی آن ماده می پردازیم .
1- رکن قانونی : هر جرم دارای ارکانی است که رکن شاخص آن قانون بودن آن است یعنی قانون عملی را که انجام گرفته است جرم بداند و بر اساس اصل قانونی بودن جرائم و مجازاتها وماده 2 قانون مجازات اسلامی که عنوان می دارد:(( هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شود )) نیز وجود قانون در مجرمانه بودن اعمال نیاز است نظریه مشورتی شماره 6087/7-4/10/74 (طبق فتوای حضرت امام خمینی قدس سره قضات ماذون حق تعیین کیفر تعزیر اشخاص را برای اعمالی که قانونا"کیفری برای آنها مقرر نشده است را ندارند)و نیز نظریه شماره 5669/7-17/7/82(قاضی ماذون با وجود قانون مصوب مجاز نیست به منابع معتبر فقهی مراجعه نماید)نیز در تایید اصل قانونی بودن جرائم ومجازاتها می باشد. عنصر قانونی جرم تهدید و اخاذی ،ماده 669 قانون مجازات اسلامی است که به موجب آن « هر کس دیگری را به هر نحو تهدید به قتل یا ضررهای نفسی و شرافتی یا مالی و یا به افشای سری نسبت به خود یا بستگان او نماید اعم از اینکه به این واسطه تقاضای وجه و یا تقاضای انجام امر یا ترک فعلی را نموده و یا ننموده باشد به مجازات شلاق تا 74 ضربه یا زندان از دو ماه تا دو سال محکوم خواهد شد »، این ماده قانونی که قبلاً بصورت فعلی نبوده با گذشت زمان دستخوش تغییراتی شده چنانکه در ماده 235 قانون مجازات عمومی به این شرح بود « هر گاه کسی کتباً با امضاء و یا بدون امضاء شخص را تهدید به قتل کند و به این واسطه تقاضای وجه یا مال یا تقاضای انجام امری نماید به حبس تادیبی از یک سال الی سه سال محکوم خواهد شد و اگر تقاضای وجه یا مالی یا انجام امری ننماید به حداقل مجازات مزبور محکوم خواهد شد هرگاه کسی به وسایل مزبور شخص را تهدید کند به ضررهای نفسی یا شرفی یا مالی یا به افشای سری یا نسبت دادن به اموری که موجب هتک شرف است و به این واسطه تقاضای وجه یا مالی یا تقاضای انجام امری نماید به حبس تادیبی از یک ماه الی 6 ماه محکوم می گردد و در صورت عدم تقاضا محکوم به حداقل مجازات مزبور خواهد شد و اگر تهدید شفاهی باشد جزای آن حبس تادیبی از یازده روز الی یک ماه است اعم از آنکه تقاضای وجهی یا کاری همراه آن بوده یا نباشد ». همانطور که می بینیم بین مواد 669 قانون مجازات اسلامی و 235 قانون مجازات عمومی که برگرفته از مواد 305 و 308 و 400 قانون جزای فرانسه می باشد اختلافاتی وجود دارد که از جمله آنها میزان مجازات تهدید شفاهی و اختلاف آن با کتبی، تمایز تهدید به قتل و سایر تهدیدات است تفاوت در مجازات تهدیدی که توأم با مطالبه بوده با موردی که تهدید ساده و بلا قید باشد و ... است . آنچه هست مستند قانونی تهدیدو اکراه یکی ماده 668 است که « هر کس با جبر و قهر یابا اکراه و تردید دیگری را ملزم به دادن نوشته یا سند یا امضاءیا مهر نمایدو یا سند و نوشته ای که متعلق به او یا سپرده به او می باشد را از وی گیرد به حبس از سه ماه تا دو سال و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد»و دیگری ماده 669 که فوقا"درج گردید . بنا بر تفسیر صحیح ماده 669 که موضوع بحث است مطلق تهدید را صرفنظر از تقاضای مرتکب جرم می داند در حالیکه ماده 668 شرط اصلی وقوع بزه را دادن سند یا نوشته یا مهر یا امضاء از ناحیه زیاندیده به مرتکب می داند بعبارتی در صورتی که مجرم تقاضای انجام امری را نموده که خارج از موارد مندرج در ماده 668 قانون مجازات اسلامی بوده و خواسته وی اجراء گردد با این ماده مجازات و در صورتی که غیر از این باشد یعنی موارد موجود در ماده 668 درخواست شده و انجام نشود یا مواردی خارج از موارد مذکور در آن ماده درخواست شده و انجام هم میشود شامل ماده 669 قانون مجازات اسلامی است ، در این گفتار بررسی و مقایسه دقیق دو ماده 668 و 669 که در فصل 22 از کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی با عنوان تهدید و اکراه نامگذاری شده و اساتید حقوق از آنها با عناوین « تهدید اشخاص » « اخاذی و یا اخذ مال و سند به عنف » « تهدید و اخاذی » یاد کرده اند مورد بحث نیست لیکن به پاره ای از وجود تمایز دو ماده جهت توضیح رکن قانون جرم تهدید مندرج در ماده 669 ق م ا بصورت خلاصه اشاره گردید .
2- رکن معنوی : تهدید از جرائم عمدی و جهت تحقق آن صرفا"سوء نیت عام لازم است که قصد مجرمانه شخص در ایجاد تشویش و اضطراب در مجنی علیه است اینکه واقعاً مرتکب قصد انجام دادن موضوع تهدید را دارد و یا خیر و به عبارتی قصد نتیجه که لازمه وقوع جرم مندرج در ماده 668 ق م ا است در تحقق جرم موضوع ماده 669 تاثیری ندارد ، صرف ایجاد نگرانی کافی است بدون آنکه مقید به انجام مورد تهدید توسط تهدید کننده باشد در واقع این ماده بر خلاف ماده 668 که در آن مجرم با تهدید و اکراه مجنی علیه وی را ملزم به دادن نوشته یا سند یا ... می کرد و تحقق جرم مشروط بر آن بود که موارد مندرج در ماده از مجنی علیه با جبر ، تهدید ، یا اجبار اخذ گردد صرف اینکه شخص مجنی علیه را تهدید و قصد تشویش و نگران کردن وی را داشته باشد جرم ماده 669تحقق یافته است ، چنانکه ماده نیز اشعار می دارد : « ... اعم از اینکه به این واسطه تقاضای وجه یا مال یا تقاضای انجام امر یا ترک فعلی را نموده یا ننموده باشد ... » البته اگر مطالبه امور مذکور را هم نمود مجازات وی تشدید می گردد.حال اگر تهدید منجر به نتیجه ای هم شد مثلاً شخصی دیگر را به احراق منزلش تهدید کرد و به تهدید خود نیز عمل نموده مجازات فعل اخیر نیز با رعایت شرایط قانونی در مورد وی اعمال می گردد . انگیزه مرتکب در وقوع جرم موضوع ماده 669 بی تاثیر است مثلاً شخص دیگری را به انگیزه شرافتمندانه یا نجات فرددیگر یاهر انگیزه انسان دوستانه تهدید به جرمی می کندو یا به انگیزه مزاح و تفریح چنین اقدامی انجام دهد البته قاضی دادگاه می تواند در صورت وجود انگیزه شرافتمندانه در محدوده بند 3 ماده 22 قانون مجازات اسلامی مبادرت به تخفیف مجازات مرتکب نماید .
3- رکن مادی : در ماده 669 قانونگذار عبارت تهدید را به کار برده لیکن از قید به هر نحو که در ابتدای امر قرارداده دایره وسیعی از تهدید را ترسیم نموده و شامل تهدید شفاهی ، کتبی ، ایماء و اشاره و ... می شود مثلاً اگر شخص دیگری را بوسیله نگارش خطوطی که حاکی از تهدید است بترساند جرم محقق شده یا آنکه با اشارات چشم و ابرو و غیره اعمالی انجام دهد که تهدید آمیز است ولی در هر صورت عرف در تشخیص آن نقش موثری ایفاء می کند . دیگر نکته آنکه تهدید بایستی نسبت به شخص موثر باشد و تهدید کننده بتواند آنرا به موقع اجراء گذارد و تهدید شونده هم از این عمل دچار تشویش و اضطراب گردد در صورتی که شخص مدعی زوال اراده در اثر تهدید دیگری و نهایتاً انجام عمل حقوقی یا بزهی تحت تاثیر تهدید شد قضاوت عرف در صحت یا سقم ادعای وی نقش اساسی ایفاء می کند البته زمان و مکان نیز در تشخیص عرفی تهدید لازم است لحاظ گردد . در ماده 669 تهدید به قتل یا ضررهای نفسی یا شرفی یا مالی یا افشاء سری نسبت به خود یا بستگان از موضوعات تهدید تلقی شده لازم به ذکر است که موارد مذکور افاده حصر می نماید ، در مورد قتل توضیح خاصی ندارد و همان تهدید به سلب حیات عمدی است ضررهای نفسی در مرتبه بعد از قتل قرار دارد و شامل هر گونه آسیب به سلامتی و نفس شخص می گردد در این مورد مثلاً شخص دیگری را تهدید به کور کردن چشم می نماید یا به شکستن دندان که این موارد مشمول تهدید به ضررهای نفسی است . در مورد ضرر شرفی هر موردی که بتوان به شرافت ، آبرو ، عرض و ناموس شخص یا بستگانش مربوط نمود، تهدید به آن تهدید به ضرر شرفی است .
افشاء سر : اسرار شامل اموری است که برای افراد از درجه ای ازاهمیت برخوردارند که در مقام اخفاء آن بر می آیدوپنهان ماندنش حائز اهمیت است حتی حاضر است بهای زیادی جهت فاش نشدن آن پرداخت نماید در مورد اینکه چه اموری برای چه کسانی سر محسوب می شود ملاک آن عرف است ولی قدر متقین آن است که اموری که از افشاء آن ضرری ( اعم از مادی و معنوی ) متوجه شخص نمی شود نمی تواند در محدوده امر قرار گیرد و تهدید به افشاء آن جرم محسوب گردد . مثلاً اگر شخصی تهدید شود به اینکه در صورت عدم انجام عمل معین فلان ایراد جسمی وی که همگان از آن بی خبرند فاش می شود و یا حتی بدون درخواست انجام فعل یا ترک فعل یا وجه و چیز دیگر تهدید شود به امر مذکور یا افشای فلان پرونده اخلاقی اش که مطرح به رسیدگی است یا منجر به صدور حکم شده است شامل این قسمت از ماده 669 می گردد ،ولی ممکن است دیگری نه تنها از فاش شدن قضیه فلان پرونده یا فلان مهمانی لهو ولعب شرمگین و سرافکنده نشود بلکه از علنی شدن آنها برخد هم ببالد یا در همین وضعیت ممکن است به حال شخص دیگر بی تاثیر باشد یعنی نه احساس ناراحتی کند نه سربلندی و سرور. محدوده شمول موارد مذکور در ماده که حصری نیز می باشند،علاوه بر خود شخص شامل بستگانش نیز می گردد و منظور از بستگان مذکور درماده همان بستگان نسبی و سببی فرد اند لیکن شامل نزدیکان دیگر مانند دوستان صمیمی نمی شود هر چند ممکن است تعلق خاطر شخص به یک دوست خانوادگی و یا همکار و همکلاسی سابق بیشتر از بستگان نزدیک باشد ولی تهدید این ماده را در بر نمی گیرد برای مثال اگر شخص خواه چیزی مطالبه نماید یا خیر دیگری را تهدید نماید که شرکت دوست نزدیکش در فلان مهمانی یا جلسه غیر قانونی را منتشر خواهد کرد هر چند وابستگی وی به دوستش زیاد باشد شامل این قسمت از ماده نمی گردد .
ضرر مالی : تهدید به اضرار مالی نیز چه نسبت به خود شخص باشد و چه بستگان وی تحت شمول ماده 669 قرار می گیرد در این صورت نیز تهدید کننده قابل مجازات با این ماده است حال فرقی نمی کند وجه یا مال یا چیزی مطالبه نموده باشد یا خیر بعنوان نمونه اگر کس دیگر را تهدید نماید اتومبیل پدرش را سرقت خواهد کرد و یا منزل برادرش را آتش می زند با جمع شرایط تهدید واقع شده است . وسیله در ماده 669 بی تاثیر است و این معنا از کلمه « به هر نحو » استفاده می گردد ولی نکته ای که حقوقدانان آنرا مورد بحث قرار داده اند ماده 617 قانون مجازات اسلامی است که بموجب آن « هر کسی بوسیله چاقو و یا هر نوع اسلحه دیگر تظاهر یا قدرت نمایی کند یا آنرا مزاحمت اشخاص یا اخاذی یا تهدید قرار دهد یا با کسی گلاویز شود در صورتی که از مصادیق محارب نباشد به حبس از شش ماه تا دو سال و تا74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد » که در این ماده وسیله یعنی اسلحه که اعم است از چاقو و هر نوع سلاح سرد و گرم دیگر شرط محقق جرم است و فرد اسلحه را وسیله جرم قرار می دهد بنا به اعتقاد برخی از حقوقدانان این ماده مخصص ماده 669 می باشد و در زمانی که مرتکب تهدید از سلاح استفاده می کند از شمول ماده 669 خارج و با جمع سایر شرایط عملش منطبق است با ماده 617 ، لازم به ذکر است تهدید در ماده 669 حصری و محدود به مواردی است که در ماده قید شده و شامل تهدید به قتل ، ضررهای نفسی ، شرفی و مالی و افشاء سر نسبت به خود شخص یا بستگان به هر نحو ( بجز از طریق اسلحه می باشد ،ولی در ماده 617 قانونگذار هر گونه تهدیدی که بوسیله سلاح انجام می پذیرد را مستوجب مجازات دانسته است ومحدود به نوع خاص از تهدید نیست.
تهدید لازم است به ارتکاب اعمال غیر قانونی باشد : در اینکه تهدید لازم است نسبت به فرد تهدید شونده موثر و تهدید کننده نیز توان انجام آنرا داشته باشد و موقعیت طرفین جرم نیز در نظر گرفته شود تردیدی نیست ولی آیا هر تهدیدی جرم و مستوجب مجازات است ؟ پاسخ این سوأل قطعاً منفی است و هر تهدیدی مجرمانه نیست چنانکه اگر شخص دیگری را تهدید کند که اگر به مزاحمتهای خود ادامه دهد ضمن ارائه مدارک و صداهای ضبط شده اش به مراجع قضایی از وی شکایت خواهد نمود و یا متهمی که با اقدامات مرجع انتظامی یا قضایی احساس تضییع حقوقش را دارد بگوید به مراجع ذیربط شکایت خواهم کرد، چنین امری تهدید کیفری و مستوجب مجازات نیست حتی خود قانونگذار نیز در بعضی موارد از تهدید به عنوان مجازات استفاده می نماید مثلاً در مواد 43 و 46 در کنار وعظ و توبیخ تهدید را نیز جزء واکنشهای قانونی در قبال جرم می داند .
وضوح تهدید : تهدید شخص لازم است واضح باشد یعنی تهدید کننده به وضوح تهدید شونده را به قتل ، ضررهای مادی ، معنوی ، شرفی و افشاء سر خود و یا بستگانش تهدید نماید به نحوی که قاضی از الفاظ به کار رفته یا حرکات انجام شده بتواند تهدید انجام شده را به راحتی احساس نماید البته عرف و اوضاع و احوال نیز در قضاوت امر کاملاً موثرند لیکن در موارد تردید یا ابهام نمی توان کسی را مورد مجازات قرار داده ، مثلاً اگر شخصی به دیگری بگوید حسابت را می رسم یا کاری می کنم که مرغان هوا به حالت گریه کنندیا اشکت را در می آورم ، که در تهدید ابهام وجود دارد واشاره دقیقی به ضررهای نفسی ، شرافتی و ... در آن نشده نمی توان تفسیر موسع نمود و حکم به محکومیت مرتکب داد . از طرف دیگر لازم نیست اعمال مورد نظر بصورت کامل اعلام گردد و اشاره و استعاره ای که رافع ابهام و تردید باشد به نحوی که مخاطب نوعی به وضوح معنای آنرا دریابد کفایت می نماید .
مجازات مرتکب : در مورد مجازات مرتکب تهدید پس از اثبات جرم و جمع شدن شرایط ماده 669 به قاضی حق انتخاب حبس از دو ماه تا دو سال و یا شلاق تا 74 ضربه را داده است که دادگاه با توجه به اوضاع و احوال قضیه و شخصیت طرفین مبادرت به صدور رای در خصوص متهم می نماید . جرم موضوع ماده 669 نیز مانند ماده 668 از جرائم حق الناس و مشمول ماده 727 قانون مجازات اسلامی است که جز با شکایت شاکی خصوصی شروع نمی شود و در صورت رضایت واعلام گذشت شاکی ، دادگاه می تواند در مجازات مرتکب تخفیف داده و با رعایت موازین شرعی از تعقیب مجرم صرفنظر نماید بموجب نظریه مشورتی شماره 7079/7 - 11/8/71 ملاک قابل گذشت بودن جرائم عبارت است از : 1- قوانین جزایی- 2- آراء وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور - 3- حق الناس بودن یا نبودن جرم .
تهدیدی که احتمال وقوع آن می رود :
برخی از موارد مشاهده شده فردی که دیگری را تهدید می نماید قصد دارد آن را به منصه ظهور برساند و بر اجرای گفته خویش مصمم است یا مجرمی که محکوم به تحمل مجازات شده مجددا" نیت خود را بر ارتکاب جرم مورد حکم اعلام نماید مثلا" :شخصی که دیگری را تهدید به قتل نموده از اوضاع و احوال اینگونه بر می آید که قصد ارتکاب جرم را دارد مانند اینکه در پی تهیه سلاح برآید یا با افرادی در خصوص قصد خود صحبت نموده یا حرکات مشکوک دیگری انجام دهد که بتوان از هدف وی به قتل آگاه شد. یا پس از محکومیت حبس و پرداخت خسارت در خصوص تخریب اتومبیل دیگری صراحتا"اظهار دارد مجددا" اتومبیلت را تخریب می نمایم دادگاه بر اساس ماده 14 قانون اقدامات تامینی بنا بر تقاضای تهدید شده یا متضرراز جرم میتواند از او بخواهد تعهد کند مرتکب جرم نگردیده و وجه الضمان مناسب برای این امر بدهد که در ماده چند مطلب قابل توجه است :
اولا" :این ماده دارای دو قسمت است یکی اینکه در موردی که شخص مورد تهدید قرار گرفته بیم آن توسط قاضی میرود واقعا" مرتکب جرم شود دیگر اینکه وقتی شخصی محکوم به مجازات جنایی یا جنحه (طبق تقسیم بندی سابق جرایم) گردیده صریحا" نظرش را بر تکرار جرم اظهار نماید و در این قسمت ماده شخص محکوم است و پس از احراز محکومیت و تعیین مجازات جرمی که انجام داده به صورت صریح اعلام میدارد : مجددا" مرتکب همان جرم خواهد شد لذا عبارات محکوم به مجازات .صریحا" و تکرار جرم در این قسمت ماده قابل توجه و تامل است. ثانیا":دادگاه بنا بر تقاضای شخص تهدید شده یا متضرر از جرم میتواند ازمرتکب بخواهد تعهد کند مرتکب جرم نشده و وجه الضمان مناسب برای این امر بدهد در این قسمت نیزلازم است تهدید شده یا متضرر از جرم تقاضا نماید و در صورت تقاضا این امر از اختیارات دادگاه است که ضمن اخذ وجه الضمان از شخص تعهد بگیرد مرتکب جرمی که احتمال وقوع آن میرود یا تهدید به تکرار آن کرده ، نشود . در صورتی که در طول مدت دو سال از تاریخ تودیع وجه الضمان مرتکب جرم نگردید به درخواست وی یا قائم مقام قانونی اش تامین ماخوذه مسترد خواهد شد و درصورت عمل خلاف تعهد و ارتکاب جرم، ضمن رسیدگی به اتهامش،وجه الضمان به نفع دولت ضبط خواهد شد .این سیاست کیفری که در راستای پیشگیری از وقوع وتکرار جرم و وظایف قوه قضائیه درنیل به آن است اثر بازدارندگی بیشتر از اعمال مجازاتهای حساب نشده دارد بالاخص با لحاظ زمانی که قانونگذار در این ماده قانونی جهت آزادی یا وجه الضمان قرار داده که با شباهتی که به تاسیس حقوقی تعلیق مجازات دارد عملا"در سیستم قضایی بیش ازمجازاتهای شتابزده و گاها" شدید جواب داده است.
عباس هادی _ وکیل دادگستری
فروردین 88
منابع:
1.قانون مجازات اسلامی
2.قانون مجازات عمومی
3.مجموعه نظریات مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه_اباذری فومشی منصور.چاپ سپهر تهران.چاپ اول 1386
4.حقوق جزای اختصاصی_گلدوزیان دکتر ایرج.موسسه انتشارات وچاپ تهران،چاپ دوازدهم
5.حقوق کیفری اختصاصی(جلد اول) _شامبیاتی دکتر هوشنگ.شابک،چاپ ششم ،تهران 1380
6.حقوق کیفری اختصاصی(جرائم علیه اشخاص-شخصیت معنوی)_آقایی نیا دکتر حسین.میزان،چاپ اول 1385
سه شنبه سی ام خرداد 1391
حقوق زنان در اسلام از نگاه قانون اساسی

بقیه مطلب در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
دوشنبه هفتم فروردین 1391
بهاریه...
بانگاهی نو جهانی نو بساز
نوروزتان پیروز ومستدام


چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390
آب تصفیـه شده
استاندارد عناصر موجود در آب چه میزان است ؟
عناصر موجود در آب چند برابر استاندارد مجاز آن است ؟
املاح اضافه ای که وارد بدن میکنیم چه آسیب هایی به ما می رساند ؟
لوله های انتقال آب بیش از 40 سال است که مورد استفاده قرار میگیرند.

توضیح : لیوان سمت راست آب شهر و لیوان سمت چپ آب تصفیه شده می باشد.
املاح موجود در آب شهر در حدود 400 الی 500 PPM می باشد و مقدار مجاز آن برای بدن ما در حدود 50 الی 60 PPM می باشد.
به دلیل افزایش جمعیت و تقاضای روز افزون آب شرب شهری و کمبود منابع آب کمتر از 2 سال است که به ناچار 50 % آب از منابع زیرزمینی به شبکه آب شرب شهری تهران تزریق می گردد تا این نیاز مرتفع گردد و متاسفانه کیفیت آب های زیر زمینی شهر تهران بسیار پایین بوده و همین موضوع در دراز مدت باعث ایجاد بیماری های بسیار نظیر وبا ، اسهال ، تیفوئید ، انواع عفونت های پوستی ، سرطان ، بیماری های کلیوی و حتی ناراحتی های عصبی می شود.
دستگاه های تصفیه آب آکواجوی ساخت کانادا با انواع فیلتر ها توانایی حذف تمامی عناصر اضافی موجود در آب را دارند و فقط املاحی را که بدن به آن ها نیاز دارد در آب باقی میگذارد.
چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390
آب سالم ، زندگی سالم

عفونتهای قابل انتقال از طریق آشامیدن آب آلوده، یکی از شایعترین مشکلاتی است که بیش از همه مسافران را مبتلا میکند.
با افزایش مسافرتها بویژه در ایام نوروز، بسیاری از افراد درمعرض خطر بیماریهای ناشی از مصرف آب آلوده در مسیرهای تردد و یا اماکن بین راهی قرار میگیرند. بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت،صدها میلیون نفر در جهان هر ساله به بیماریهای ناشی از آشامیدن آب آلوده مبتلا میشوند که تواناییهای آنها را بویژه در امر یادگیری تضعیف میکند.
آب ناسالم و غیربهداشتی همچنین سالانه موجب مرگ بیش از ۱/۵میلیون کودک زیر پنج سال در اثر ابتلا به بیماری اسهال میشود. آب آلوده عامل بسیاری از مرگ و میرها در دنیا است. مصرف آب ناسالم علاوه بر مرگ و میر کودکان میتواند منجر به آسیبهای همیشگی در رشد جسمی و عقلی آنها شود.
- حتما قبل از مصرف آب در اماکن بینراهی و بوستانها و مراکز تفریحی ، از سالم بودن آن اطمینان حاصل کنید.
- با توجه به اینکه در جادهها و راهها ، منابع آبی زیادی وجود دارد، احتمال آلوده بودن و بروز بیماری نیز بسیار است.
- افراد دستان خود را پس از استفاده از توالت و قبل از مصرف غذا بشویند و اگر در مورد مصرف آب شک دارند، آن را جوشانده یا با قرصهای گندزدا استریلیزه کرده و یا از آبهای آشامیدنی که در بطریهای در بسته عرضه میشوند، استفاده کنند.
یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390
مزایای مصرف آب تصفیه
۱- داشتن پوستی سالم، زیبا و لطیف و از بین رفتن بیماریهای پوستی از قبیل جوش و آکنه.
۲- کاهش خطر بروز سرطان و بیماریهای کبد.
۳- جلوگیری از بوی بد دهان و ناراحتیهای دستگاه گوارش.
۴- تنظیم درجه حرارت و بطور کلی متابولیسم بدن و دفع بهتر سموم از جمله اوره در بدن.
۵- جلوگیری از بیماریهای کلیوی و مجاری ادرار (خصوصاً سنگ کلیه و سنگ مجاری ادرار).
۶- کمک به حفظ سلامت عضلات و مفاصل بدن.
۷- کاهش بروز ناراحتیهای قلب و عروق.
۸- کاهش وزن و تناسب اندام با نوشیدن مقادیر کافی آب.
۹- داشتن انرژی و نشاط بیشتر و در نتیجه احساس آرامش و عدم خستگی
۱۰- عدم ورود کلر و میکرو ارگانیزمها به بدن.
یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390
مزایا و تفاوتهای دستگاه تصفیه آب آکواجوی با سایر محصولات
۱) تمامی اجزا و قطعات دستگاه های تصفیه آب، اسمز معکوس RO و آب شیرین کن برند آکواجوی (اعم از بدنه، محفظه ها، فیلترها، اتصالات، شیلنگ ها و …) از با کیفیت ترین، مرغوب ترین و بهداشتی ترین نوع انتخاب شده اند.
مواد اولیه تشکیل دهنده بدنه دستگاهها و فیلترها از نوع Food Grade هستند که مناسب جهت مصارف خوراکی می باشند. فیلترهای دستگاه کاملا بهداشتی و استریل و دارای تاییدیه های جهانی بهداشت نظیر NSF و FDA می باشند. برند آکواجوی برای بدست آوردن اندکی سود، هرگز کیفیت محصول و سلامتی مشتری خود را قربانی نمی کند.
۲) فیلتر های کربن استفاده شده در دستگاه های تصفیه آب، اسمز معکوس RO و آب شیرین کن برند آکواجوی از نوع coconut shell carbon می باشند. این کربن ها از پوست نارگیل تهیه میشوند و جزء مرغوب ترین انواع کربن هستند. این فیلتر ها در محیط های استریل شده و بهداشتی تولید میشوند. این درحالی است که گروهی از تولید کنندگان از انواع ارزان تر کربن (مانند ذغال سنگ) در فیلترهای خود استفاده می کنند که می تواند حاوی فلزات سنگین، آرسنیک و … باشد.
۳) قطعات و تجهیزات استفاده شده در دستگاه های تصفیه آب، اسمز معکوس RO و آب شیرین کن برند آکواجوی بسیاری از محدودیت ها و مشکلات متداول در سایر نمونه های موجود در بازار را مرتفع کرده است. بعنوان مثال استفاده از شیر برقی (solenoid valve) در دستگاه ها به جای استفاده از چهارراه تقسیم(auto shot off valve) ، باعث شده است که مشکل جاری بودن مداوم پساب دستگاه برطرف گردد.
لازم به ذکر است که این مشکل در سایر دستگاه های موجود در بازار معمولا در اثر استهلاک سریع چهارراه تقسیم اتفاق می افتد. استفاده از محفظه های مجهز به دو واشرلاستیکی ( به جای یک واشر ) که اصطلاحاً به Double O-Ring مشهور هستند مشکل نشتی آب در محفظه ها را برطرف کرده است و استفاده از اتصالات سریع (Quick Connect) به جای اتصالات مهره ای (JC) متداول در بازار، باعث بالارفتن عمر اتصالات، عدم نشت آب و سهولت در برقراری اتصالات شده است.
۴) یکی دیگر از مزایای دستگاه های تصفیه آب، اسمز معکوس RO و آب شیرین کن برند آکواجوی نسبت به سایر برند های بازار، تنوع در طراحی محصول است. بسیاری از مدل های برند آکواجوی ، دارای طراحی منحصر به فرد و زیبا هستند که در بازار بدون رقیب است.
۵) آخرین مزیت دستگاه های تصفیه آب، اسمز معکوس RO و آب شیرین کن برند آکواجوی نسبت به سایر برندهای موجود در بازار، عرضه و پشتیبانی این محصول توسط یک شرکت معتبر، متخصص و منسجم (شرکت هیراب سان) می باشد. ضمانت دو ساله برند آکواجوی از طرف این شرکت نمونه بارز یک «گارانتی واقعی» است.



